![]() |
![]() |
|
| تقديم به آنان كه دوست داشتن بهترين هدف زندگيشان است |
|
تعاريف: • ماليات. وجوهي که دولت براي تامين هزينه هاي خود، از اشخاص اخذ مي نمايد، ماليات ناميده مي شود. • ارزش افزوده. از ديدگاه اقتصادي، ارزش افزوده مابه التفاوت ارزش ستانده و ارزش داده است. اما در تدوين قانون, به لحاظ ارائه نگرشِ مطلوبِ اجرايي, اين تعريف بر اساس استانداردهاي حسابداري و با تكيه بر روش صورتحساب ارائه مي گردد.ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 1:7 توسط حمید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 شهریور1387ساعت 6:27 توسط حمید |
|
|
اعتبار اسنادی تعهدی از بانک است که به خریدار و فروشنده داده می شود . بانک تعهد میکند که میزان پرداختی خریدار به فروشنده بموقع و با مبلغ صحیح به دست فروشنده خواهد رسید . هرگاه خریدار قادر به پرداخت مبلغ خرید نباشد ، بانک موظف است باقیمانده یا تمام مبلغ خرید را بپردازد . اعتبارات اسنادی اغلب در معاملات بین المللی به منظور اطمینان از دریافت مبالغ پرداختی مورد استفاده قرار می گیرد . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 22 شهریور1387ساعت 6:5 توسط حمید |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 10:26 توسط حمید |
|
|
تنزيل روش تعيين نرخ بهره ميزان معيني سرمايه است. اين روش اساساً براي محاسبه ي ارزش نقدي طلب مدت دار به کار گرفته مي شود. بنابراين هر گاه نرخ بهره يا نرخ تنزيل معادل 10 درصد و مبلغ اسمي طلب يک ساله اي برابر 110 ريال باشد، ارزش نقدي يا کنوني طلب مزبور برابر 100 ريال خواهد بود. اين روش در ارزيابي طرح هايي که مخارج و درآمدشان طي چند سال آينده تحقق مي يابد مورد استفاده بسيار دارد و مقايسه طرح هاي مختلف را ميسر مي سازد. تنزيل در محاسبه ارزش حال برات خارجي و نيز محاسبه ارزش روز اوراق بهادار و نرخ ارز به کار گرفته مي شود. متداول ترين عمل تنزيل در فروش اسناد مدت دار چون سفته است که يک بستانکار، به هر دليل، از بدهکاري دريافت مي کند، ولي پيش از سررسيد سند مايل است آن را به فرد يا مرجع ديگر بفروشد، و در حال، ميزان کمتري از مبلغ اسمي سند بدست آورد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 آبان1386ساعت 10:44 توسط حمید |
|
|
آییننامه مربوط به روشهای نگهداری دفاتر
اصلاحیة آییننامة موضوع تبصرة 2 مادة 95 قانون مالیاتهای مستقیم کلیات : مادة 1 ) مقررات این آییننامه شامل مؤدیانی است که در موعد مقرر در قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 3/12/66 و اصلاحیههای بعدی آن ترازنامه و حساب سود و زیان و یا حسب مورد حساب درآمد و هزینه و حساب سود و زیان خود را با رعایت مقررات مربوط تسلیم مینمایند. تبصره ـ مؤدیان در انتخاب یکی از رویههای حسابداری براساس استانداردهای پذیرفتهشده مجازند و در سالهای بعد باید همان رویه را اعمال نمایند. درصورتیکه به جهات مشخصی تغییر رویه دادهباشند مکلفند اثرات حاصل از تغییر رویه را بر صورتهای مالی مشخص و طی یادداشتی جداگانه پیوست اظهارنامه به ادارة امور مالیاتی تسلیم نمایند. فصل اول ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 13:10 توسط حمید |
|
|
فرسودگی شغلی به عنوان فقدان انرژی و نشاط تعریف میشود و شخص دچار فرسودگی شغلی احساس کسالتانگیزی را نسبت به انجام رفتار شغلی نشان میدهد. فرسودگی شغلی حالتی است که در یک فرد شاغل به وجود میاید و پیامدی از فشار شغلی دایم و مکرر است. بدین ترتیب که شخص در محیط کارش به علت عوامل درونی و بیرونی احساس فشار میکند و این فشار، دایمی و مکرر بوده و در نهایت به احساس فرسودگی تبدیل میگردد. ... فرسودگی شغلی به عنوان فقدان انرژی و نشاط تعریف میشود و شخص دچار فرسودگی شغلی احساس کسالتانگیزی را نسبت به انجام رفتار شغلی نشان میدهد. فرسودگی شغلی حالتی است که در یک فرد شاغل به وجود میاید و پیامدی از فشار شغلی دایم و مکرر است. بدین ترتیب که شخص در محیط کارش به علت عوامل درونی و بیرونی احساس فشار میکند و این فشار، دایمی و مکرر بوده و در نهایت به احساس فرسودگی تبدیل میگردد. در این وضعیت احساس کاهش انرژی رخ میدهد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 شهریور1386ساعت 12:55 توسط حمید |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 خرداد1386ساعت 21:35 توسط حمید |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 12:22 توسط حمید |
|
|
مدیران تجاری و اقتصادی در سراسر دنیا افزایش حقوق چشمگیری داشتهاند. شاید بخش عمده این افزایش حقوق حق آنها بوده است.
چپها و راستها، آمریکاییها و اروپاییها، سرمایهگذاران بازار سهام و فعالان ضد جهانی شدن همگی بر این نکته اتفاق نظر دارند که مدیران ارشد حقوق بالایی دریافت میکنند. مدارک و شواهد این را نشان میدهد. طی نیم قرن، نسبت دستمزد مدیران ارشد به درآمد کارمندان نسبت چندان متفاوتی نبود. ناگهان در دهه 1980 در آمریکا و چند سال بعد در نقاط دیگر دنیا این نسبت رو به افزایش گذاشت و بالاخره در هزاره جدید تفاوت این نسبت چشمگیر شد. اینجا بود که یک کارمند در طبقه پایین ادارهای در آمریکا حقوق یک ماهه مدیرش در طبقه بالا را طی یک سال دریافت میکرد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 12:20 توسط حمید |
|
|
قابلیت مقایسه یکی از ویژگیهای مهم ولازمی است که صورتهای مالی باید آنرا دارا باشند این ویژگی به استفاده کنندگان از صورتهای مالی کمک می نماید که بتوانند با مقایسه روند فعلی شرکت با روند قبلی تصمیمات مناسب وصحیحی اتخاذ نمایند بنابراین تهیه کنندگان صورتهای مالی جهت حفظ این ویژگی ناگزیرند در تهیه صورتهای مالی اصل دیگری تحت عنوان اصل ثبات رویه را رعایت نمایند به عبارت دیگر تهیه کنندگان صورتهای مالی برای تهیه صورتهای مالی سال جاری خود باید همان اصول ، مبانی و روشهائی که در تهیه صورتهای مالی سال قبل بکار برده اند را بکار گیرند تا با رعایت اصل ثبات رویه ویکنواختی امکان قابلیت مقایسه را برای استفاده کنندگان از این صورتها را فراهم نمایند اما یکی از سوالات وموضوعات فراروی تهیه کنندگان این است که اگر در دوره فعالیت موسسه یا شرکت وبر اثر گذشت زمان اطلاعات جدیدی بدست آید که مدیریت شرکت ناگزیر شود روش حسابداری خود که برای دارائی ، بدهیها ، درآمد ، هزینه ویا سایر حسابهای موسسه وشرکت استفاده می نموده را تغییر دهد یا متوجه شود که در محاسبات خویش اشتباه نموده ویا حتی با بدست آمدن اطلاعات جدیدناگزیر شود برآوردهای صورت گرفته که در حسابهای خویش اعمال نموده را اصلاح نمایدپس در این صورت جهت حفظ ویژگی قابلیت مقایسه وکمک به استفاده کنندگان چه اقدامی را باید انجام دهد وبرخورد حسابرس با این موضوع چگونه باید باشد ؟ در این خصوص استاندارد حسابداری شماره 6 ایران این تغییرات را به سه بخش کلی تغییر روش حسابداری ، اصلاح اشتباه و تغییر برآورد تقسیم نموده وسپس بیان می نماید: " که اثر تغییر روش حسابداری واصلاح اشتباه باید بعنوان اثر انباشته در صورت سود وزیان جامع آورده شود مضافا به اینکه صورتهای مالی دوره قبل نیز با توجه به روش جدید اصلاح وارائه مجدد گرددودر خصوص تغییر در برآورد باید اثر آن در صورت سودو زیان سال جاری منعکسگردیده ونیازی به اصلاح وارائه مجدد صورتهای مالی دوره قبل نمی باشد. در خصوص تغییر روشهای حسابداری بند 76 استاندارد حسابداری شماره یک پاره ای از این تغییرات را بیان نموده وهمچنین بند 41 استاندارد شماره 6 موارد منجر به اصلاح حساب را قید نموده است. با توجه به مطالب مطروحه فوق اگر این سوال مطرح شود که برخورد تهیه کنندگان صورتهای مالی در هنگام تغییر روش استهلاک( مثلا روش استهلاک خط مستقیم به روش نزولی) چه خواهد بود؟ مطمئنا عده ای در وهله اول پاسخ خواهند داد که این تغییر یک تغییر روش حسابداری است وتکلیف آن مشخص است . اما در این خصوص باید بگوئیم تا قبل از تدوین استانداردهای حسابداری ایران تغییر روش استهلاک یک تغییر روش حسابداری محسوب میشد ودلیل آن نیزپاسخی است که کمیته فنی سازمان حسابرسی ( مرجع تدوین استانداردهای حسابداری در ایران) طی صورتجلسه شماره یک خود در تاریخ ۱۳۶۸/07/۲۳ منتشر واعلام نموده است بر اساس نظر یاد شده" اگر روش محاسبه استهلاک تغییر نماید این تغییر یک تغییر روش محسوب میگردد وبنابراین باید آثار انباشته حاصل از این تغییر در صورت سود وزیان جامع منعکس وصورتهای مالی دوره قبل نیز اصلاح وارائه مجددگردد واگر روش استهلاک تغییر ننماید لیکن نرخ استهلاک ( بدلیل تغییر برآورد در عمر مفید یا ارزش اسقاط) تغییر نماید این تغییر یک تغییر برآورد بوده ولذا اثرآن فقط در صورت سود وزیان دوره تغییر منعکس ونیازی به اصلاح وارائه صورتهای مالی دوره قبل نمی باشد. همچنین کمیته مذکور معتقد است اگر تغییر نرخ استهلاک وتغییر روش استهلاک توام صورت پذیرد این تغییرات بعنوان تغییر برآورد تلقی خواهد شد ." پس در اینجا ملاحظه می کنیم که پاسخ کاملا منطبق بر استانداردهای تدوین شده حسابداری می باشد اما با مطالعه بند های 62 و 82 استاندارد حسابداری شماره 11که از تاریخ 1/1/1380 نیز لازم الاجرا گردیده متوجه می شویم تغییر روش استهلاک وتغییر نرخ هردو بعنوان تغییر برآورد محسوب میشوند واساسا برخورد با تغییر روش استهلاک را بعنوان تغییرروش قلمداد نمی نمایند واین بعنوان یک استثناء محسوب میگردد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 12:3 توسط حمید |
|
|
گوش کن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 11:59 توسط حمید |
|
|
شد بهار و دل من اسير شهر طوفاني انتظار است. حرف قلب من اين بوده و هست آن زمان که بيايي بهاراست. قوي دل لحظه هارا شمرده تا تو از شهرغربت بيايي نبض آلاله ها را گرفتم تا که شايد بدانم کجايي شهرلب, باغ دل, مرزاحساس حسرت لحظه اي با تو بودن با نگاهت سخن گفتن و بعد شعري از جنس دريا سرودن عکس روياييت را نهادم روي يک قاب عکس طلايي با کمي لاله رويش نوشتم لعنت عشق بر تو جدايي مي تپد قلب در شهر غوغا باز در آرزوي رسيدن بازهم حسرت روي يک شمع حسرت دسته اي پونه چيدن سال رفت و من و پونه و تو حبس دربندهاي جدايي يک جهان حسرت مهرباني,عالمي آرزوي رهايي من نگاه تو را اولين بار روي يک شعر نمناک ديدم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 دی1385ساعت 19:27 توسط حمید |
|
|
حسابداری هدف : حسابداري يك سيستم است كه در آن فرآيند جمعآوري، طبقهبندي ، ثبت، خلاصه كردن اطلاعات و تهيه گزارشهاي مالي و صورتهاي حسابداري در شكلها و مدلهاي خاص انجام ميگيرد. تا افراد ذينفع درون سازماني مثل مديران سازمان و يا برونسازماني مثل بانكها، مجمع عمومي سازمان مورد نظر و يا مقامات مالياتي بتوانند از اين اطلاعات استفاده كنند. به همين دليل فردي كه تحصيلات دانشگاهي ندارد، بيشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا كه گزارشهاي اين دسته از افراد مطابق استاندارد نيست و پردازش كافي نميشود و بيشتر تراز حسابها ميباشد. براي مثال يك حسابدار تجربي نميتواند براحتي بين دارايي كوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و يا نميداند كه چگونه بايد معاملات ارزي را در دفاتر ثبت كرد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 آذر1385ساعت 18:26 توسط حمید |
|
|
دولت، به منظور اجراییکردن اساسیترین شعار خود، یعنی عدالت، نظریه توزیع سهام عدالت را مطرح و به سرعت در صدد اجرای آن برآمده است؛ نظریهای که از جهت نظری و روش اجرا، موافقان و مخالفانی را به همراه داشت. در این نوشتار، ضمن تأیید اصل نظریه درصددیم بر دغدغههایی که در اینباره وجود دارد نگاهی بیفکنیم.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 آذر1385ساعت 18:24 توسط حمید |
|
|
تکامل دانشهای بشری به مدد مؤلفهها و عوامل گوناگونی صورت میگیرد که یکی از آنها، کسب شناخت کافی درباره آن دانش و نقد آن از بیرون است. برای کسب شناخت درباره یک دانش، ناگریز باید وارد مقولة “چیستی” آن دانش شد. سوال از چیستی دانش پرسشی بسیار پیچیده و فلسفی است، اما ناگزیر باید به آن تن داد و کوشید بدان پاسخ داد. علوم معتبر، هر کدام برای خود فلسفهای دارد که از چیستی آن سخن میگوید و ماهیت آن را نشان میدهد. کسانی که وارد رشته حسابداری میشوند از سر تعصب حرفهای یا شناخت و یا هر دو، دوست دارند که حسابداری را علم بدانند و برای علم بودن آن دلیل بیاورند و از دیدگاه فلسفی درباره چیستی آن بیندیشند. اینگونه اندیشهها خود ممکن است به پیشرفت حسابداری و جهتدهی چارچوب ذهنی انسان درباره حسابداری و نظاممند شدن این رشته بینجامد. شناخت علم ناشی از ذهنیت فلسفی است و متقابلاً بر رشد اندیشة فلسفی نیز تأثیر گذاشته است. حتی امروزه در آموزش دانش حسابداری به تبیین فلسفی آن نیاز داریم و بدون بهکارگیری اینگونه اندیشه و روشهای مختلف شناخت علمی، با تنزل دانش حسابداری در مقایسه با سایر علوم رو بهرو میشویم و تأثیر نهایی آن کم شخصیت شدن حسابداران (از حیث صاحب رأی و تفکر بودن) خواهد بود. یکی از راههای دستیابی به شناخت علمی، نگرش به سرگذشت حسابداری و جایگاه تاریخی آن از بدو پیداش جوامع بشری و استنتاج قانونمندیهای رشد حسابداری میباشد و به قول گوته، “تاریخ دانش، خود دانش است”. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 آذر1385ساعت 18:23 توسط حمید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 مهر1385ساعت 0:1 توسط حمید |
|
|
خدایا تو بگو من چطور فقط عاشق توباشم بگو چطور اسیر این دنیای مادی نشم از عشق تو دم میزنم ولی هزاران بار دور ازتو هستم عاشق تو خودش را درگیر دنیا نمی کنه عاشق تو فقط تورا می بینه وابسته به قراردادهای دنیایی نیست عاشق تو غمگین نیست از نارسایی های مادی ، تورا دارد و بس و سیراب سیراب ازهمه چیز اخه من کجا اینچنینم دوست دارم تورا ،دوست دارم عاشق واقعی باشم ولی همچنان سرگردانم اسیر مسائل مادی هستم دم از عشق تو می زنم ولی تا یه مشکلی پیش میاد کم میارم کسی نیست کمک کنه احسای تنهای میکنم یادم میره تو کس بی کسونی تو همه کس منی کسی که تورا داشته باشه دیگه احتیاج به هیچ کس نداره ای خدا فقط تو هستی وبس تنها تو حقیقتی هر چیزی غیر از تو عاری از حقیقته |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 مهر1385ساعت 10:37 توسط حمید |
|
|
دوست من باش بیا و دوست من باش چه زیباست اگر دوست من باشی هر زنی گاهی محتاج دست دوست است محتاج سخنی خوش محتاج خیمه گرمی که از کلمات ساخته شده است اما نیازمند طوفان بوسه ها نیست دوست من چرا به خواسته های کوچکم نمی اندیشی چرا به آنچه زنان را خشنود می سازدنمی اندیشی دوست من باش دوست من باش بعضی وقتها دلم می خواهد با تو روی سبزه ها راه بروم وبا هم کتاب شعری بخوانیم و من همچون زنی خوشبخت میشوم که تو را بشنوم ای مرد شرقی چرا فقط مجذوب چهره منی چرا فقط سرمه چشمانم را می بینی و عقلم را نمی بینی من همچون زمین نیازمند رود گفتگویم چرا فقط به دستبند طلایم نگاه میکنی چرا هنوز در تو چیزی از شهریار باقی است دوست من باش دوست من باش من نمیخواهم که با عشقی بزرگ عاشق من باشی نه من نمیخواهم که برایم قایقی بخری و کاخ ها را هدیه ام کنی من نمیخواهم که باران عطرها را بر سرم ببارانی و کلید های ماه را به من ببخشی نه، این چیزها مرا خوشبخت نمی سازد خواسته ها و سرگرمیهایم کوچک اند دلم میخواهد ساعتها با تو در زیر موسیقی بارن راه بروم دلم میخواهد وقتی که اندوه در من ساکن می شود و دلتنگی به گریه ام می اندازد صدای تو را بشنوم دوست ممن باش دوست من باش به شدت محتاج آغوش گرم آرامشم از قصه های عشق و اخبار عاشقانه خسته شده ام دلخسته ام از دوره ای که زن را مجسمه ای مرمرین می انگارد مرا که می بینی حرف بزن چرا مرد شرقی وقتی زنی را می بیند نصف حرفش را فراموش می کند چرا مرد شرقی زن را مثل یک تکه شیرینی وجوجه کبوتر می بیند چرا از درخت قامت زن سیب می چیند و به خواب می رود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 22:31 توسط حمید |
|
|
پس تو کجای این روز و شبی ؟
شهر تو کجای اين زمين بود
اين همه دور ؟
تمام مردم ايستگاه می شناسندم
بس که من هر روز شاخه گلی به دست
به دنبال مهربانی تو
هی طول قطار را رفتم و آمدم
بس که من هی نام تو به لب،
گوشه و کنار
سراغ نشانی کوچکی از تو بودم
پس تو کی از اين سفر می آيی؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 22:31 توسط حمید |
|
|
اين روزا كه ميگذرد احساس مي كنم تنهايي رو بيشتر از هميشه احساس مي كنم .
خسته تر و دلتنگ تر از هميشه به دنبال پناهگاه امن و
مطمئن خود مي گردم تا با رسيدن بهش كمي
آرامش بگيرم ولي مثل اينكه مهربوني كه اون بالاست
مهربون عالم اگر تو اينطور ميخواي باشه
من كه حرفي ندارم همه ي دلتنگيها و بي كسي ها براي من ولي ازت ميخوام اوني كه دوست ندارم هيچ وقت غمشو ببينم بخنده و شاد باشه. اونو تنهاش نذار و هميشه باهاش باش . فقط اي كاش بهم مي گفتي تا كي چشمهاي |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 22:22 توسط حمید |
|
|
((نقاش بركه)) افسانه چشمان تو غريب است مانند بركه اي نا آرام ودرحال گريز كاش نقاش چيره دستي بودم تاجنگل سبز چشمان تورا به تصوير مي كشيدم. من التماس نگاهت رابا مظلوميت تمام فرياد كردم وهر شب نوشته هاي عريانم را در كوچه پسكوچه هاي خلوت شهر به دست نسيم صبحگاهي سپردم هرشب از راز چشمان تو نوشتم و تورا با قلمم به شهر بت رساندم ودست آخر از نامه گذشتم.كاش امشب بغض آسمان با بغض دردآلود من همدرد شود تاغم از دست دادن تورا با نواي غريبانه اي به اوج فلك برسانم و چشمان اشكبارم را در عزاي بي تو بودن در گورستان تنهايي سبكبار كنم. دلم يك همدرد مي خواد قلمم همدرد است اما هر چه مي نويسم تو را فراتر از نوشته هايم مي بينم واي قلمم كم كم مي ميرد ومن مي مانم و بغضي كه در گلو به شيداييم دامن زده است. وقتي نمي آيي و خورشيد بي وفاي چشمانت در پس ابرها غروب مي كند نماز آيات ميخوانم شايد توبيايي اما دردي گريبانگير سرنوشت من و توست كاخ كاغذي ما را آب و باد برد. اول دبستان بودم كه نوشتم:آب, باد, باران............ *** شادي ام ديدن رويت بود نه نوشته اي كه فريبم دهد******من انسان نخستين نيستم كه وجودم تشنه تكلم باشد*** |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 22:14 توسط حمید |
|
|
دستانت را در دستانم بگذار تا برایت نوید شادی بخش پر ستو ها را به ار مغان بیاورم
دستانت را در دستانم بگذارتا بتوانم امید ها در دلت زنده کنم دستانت را در دستانم بگذار تا شاید بتوانم گوشه ای از تنهایی هایت را پر کنم دستانت را در دستانم بگذار تا حداقل بتوانم همراهت باشم دستانت را در دستانم بگذار تا دوباره احساس زیبایی ها را در وجودت زنده کنم دستانت را در دستانم بگذار تا بتوانم ارامش را در تو زنده دستانت را در دستانم بگذار تا کمی از خسته گی هایت دستانت را در دستم بگذار تا بتوانم ارامش کودکی ات را به توباز گردانم دستانت را در دستانم بگذار تا آرزو ها ی قشنگت دوباره به سویت پر واز دستانت را در دستانم بگذار تا بتوانم کوله باری که از درد بر دوشت هست کمی من آن را به دوش کشم دستانت را در دستانم بگذار تا کمی از دل تنگی هایت بکاهم دستانت را در دستانم بگذار و بدان که فا صله ای که در بین انگشتانت هست برای چیه؟؟!! اینه که یکی اونو برات پر کنه پس به دنبال اون کس باش... به این امید ندارم که همیشه و همیشه تا ابد دستانم را در دستانت قرار دهم ولی بیا تا این چند صباحی که در کنار هم هستیم دستانمان در دست هم قرار گیرد و به آنچه که در این سالها در انظار ش بودیم برسیم از این لحظات استفاده کنیم و با هم با شیم و از کنار هم بودن و هم صحبت هم بودنبه آرامش برسیم و حر فای نا گفته را به هم بگوییم نا گهان چه قدر زود دیر می شود... پس بیا تا دیر نشده دست هایمان را در دستان هم قرار دهیم تا دیر نشده... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 شهریور1385ساعت 4:57 توسط حمید |
|
|
سلام کاش بودی پیشم تا برات تمام این حرفای که توی دفترم همین الان نوشتم برات می خوندم!
می دونی برات نوشتم که اگه خوابت نمی بره میتونی به تنها چیزی که قبلا به تو آرامش می داد به اون فقط و فقط به اون فکر کنی . به چی؟می تونی به لالایی های شبانه که زمانی که کوچولو بودی مادرت تو رو تو آغوش گرفته بود با دستای نرم و مهربونش تو را نوازش می کردوقتی در آغوشت می گرفتو می بوسیدتت می تونی اونها رو ب ه یاد بیاری ودر آرامش کامل بخوابی برات لالایی هاش آشناست به اون ها فکر کن فکر کن کوچولویی و مادرت کنارته به لالایی و صدای قشنگ مادرت فکر کن به اون دستای مهربونش به اون ترنم صداش با اون چشمای پر از عاطفه و مهرش به محبت بی انتهایش ، به اون قلب صاف و ساده اش، قلب مهربونش، به اون علاقه ی بی انتهاش که بهت داره که هیچ کس نمی تونه تو دنیا این طوری که اون دوست داره تو رو دوست داشته باشه حتی ما دوستای قدیمی...
.می تونی به اون همه پاکی و قشنگی مادرت فکر کنی تا بخوابی اون موقع است که ذهنت از همه چیز خالی می شه و می تونی به ارامش برسی و بخوابی حالا اروم و ساکت اون چشمای قشنگتو ببند به مادر مهربونت فکر کن گوش کن صداش داره می یاد حالا می تونی اروم بخوابی صدایی لالایی شو می شنوی به گوشت آشناست برو و مثل فرشته کو چولو ها بخواب و خوابای شیرین ببینی ...به خواب ....به خواب... به خواب ... کوچولوی قشنگم بخوابدستاتو بزار تو دستم اروم بخواب
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 شهریور1385ساعت 4:55 توسط حمید |
|
|
جغد بارون خورده ای تو کوچه فریاد می زنه زیر دیوار بلندی یک نفر جون میکنه کی می دونه تو دل تاریکه شب چی می گذره پای برده های شب حصیر زنجیره غمه دلم از تاریکی ها خسته شده همه ی در ها به روم بسته شده من اسیرسایه های شب شدم شب اسیر تور سرده اسمون پا به پای سایه ها باید برم همه شب به شهرجنون دلم از تاریکی ها خسته شده همه ی در ها به روم بسته شده چراغ ستاره ی من رو به خاموشی می ره بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره تاریکی باپنجه های سدش از راه می رسه توی خاک سرده قلبم بذر کینه می کاره دلم از تاریکی ها خسته شده همه ی در ها به روم بسته شده مرغ شومی پشت دیوار دلم خودش واین ورو اون ور می زنه تورگهای خسته ی سرده تنم ترس مردن داره پر پر می زنه دلم از تاریکی ها خسته شده همه ی در ها به روم بسته شده دلم از تاریکی ها خسته شده همه ی در ها به روم بسته شده دلم از تاریکی ها خسته شده
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 شهریور1385ساعت 4:51 توسط حمید |
|
|
زلال ترین سلام ها نثار خالقم
بار خدایا من انسانم به آنگونه ای که تو آفریدی . نمی توانم مثل فرشتگانت پاک و آسمانی باشم . گاهی فریب می خورم و گاهی فریب میدهم . گاهی ناشکر می شوم و گاهی خودخواهی وجودم را فرا می گیرد . اما همیشه همیشه همیشه پشیمان می شوم و به سوی تو باز می گردم چون آغوش تو همیشه باز است .پروردگارا می دانم که دعا سرنوشت بد را از ما دور می سازد. پس این بار نیز دست نیاز را به درگاه تو دراز می کنم و از کسی خواسته هایم را طلب می کنم که هیچ گاه بر سرم منت نمی گذارد . آرزوهایم را به تو می گویم . به تو که همیشه دوست منی . عاشق تر از همیشه سر بر آستان ملکوتیت می گذارم و در دل دعا می کنم و از تو می خواهم که اگر به صلاح است دعایم را مستجاب کنی.
![]() دلم می خواهد بر بال های باد بنشینم و آن چه را که پروردگار جهان پدید آورده زیر پا گذارم تا مگر روزی به پایان این دریای بیکران رسم و بدان سرزمین که خداوند سرحد جهان خلقتش قرار داده است فرود آیم .
از هم اکنون در این سفر دور و دراز ستارگان را با درخشندگی جاودانی خود می بینم که راه هزاران ساله را در دل افلاک می پیمایندتا به سرمنزل نهایی سفر خود برسند.
اما بدین حد اکتفا نمی کنم و همچنان بالاتر می روم بدان جا میروم که دیگر ستارگان فلک را در آن راه
نیست .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 7:4 توسط حمید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 6:58 توسط حمید |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 شهریور1385ساعت 6:55 توسط حمید |
|
|
همیشه بهترین باش
اگرنمي تواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي
بوته اي در دامنه اي باش
ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد
اگر نمي تواني درخت باشي ،بوته باش
اگر نمي تواني بوته اي باشي، علف كوچكي باش
و چشم انداز كنار شاه راهي را شادمانه تر كن
اگر نمي تواني نهنگ باشي، فقط يك ماهي كوچك باش
ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه!
همه ما را كه ناخدا نمي كنند، ملوان هم مي توان بود
در اين دنيا براي همه ما كاري هست
كارهاي بزرگ و كارهاي كمي كوچكتر
و آنچه كه وظيفه ماست ، چندان دور از دسترس نيست
اگرنمي تواني شاه راه باشي ، كوره راه باش
اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند
هر آنچه كه هستي، بهترينش باش
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 10:20 توسط حمید |
|
|
پاره آجر
مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.
ناگهان از بین دو اتو مبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد.مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو،جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخ دار به زمین افتاده بود جلب کند. پسرک گفت: اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند.برادر بزرگم از روی صندلی چرخ دارش به زمین افتاد و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم.برای اینکه شما را متوقف کنم،ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم.
مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذرخواهی کرد؛برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به آرامی به راهش ادامه داد. در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به سویتان پرتاب کنند! خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند،اما بعضی وقت ها،زمانیکه ما وقت نداریم گوش کنیم،او مجبور می شود پاره آجری به سوی ما پرتاب کند.این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یانه. شاداب باشید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 9:54 توسط حمید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
اینترنت و کامپیوتر آموزشی عمومی ورزشی اخبار مذهبی و علوم دینی |
|
RSS
|